دهکده سرگرمی
این وبلاگ هر روز به روز میشود

 

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟


روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین...


در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز ،غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد ،آرزوها رفته بر باد...


باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬بی بهانه، شایدم گم کرده خانه !



دیدى اى دل عاقبت زخمت زدند
گفته بودم مردم این شهر بــــدند

دیدى اى دل ساقه ى جانت شكست
آن عـــزیزت عـهد و پیمــانت شكست

دیدى اى دل در جهان یك یار نیست
هیچكس در زندگى غمخوار نیست
نو بهار عـــمر را دیدى چه شــد؟
زندگى را هیچ فهمیدى چه شد؟؟؟

دیدى اى دل دوستیها بى بهاست
   
كــمترین چیزى كه میابى وفــــــاست

اى دل اینجا باید از خود گم شوى
   
عــاقبت همـــــرنگ این مردم شوى . .

 





تاریخ: چهارشنبه 30 فروردین 1391
ارسال توسط sargarmiii

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران