گرافيككار فرانسوي دست به ساخت تصوير انيميشن تركيبي زده كه صدها چهره را به طور يکپارچه و پشت سر هم در يك تصوير جمع كرده است.

به گزارش سرويس فناوري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين آميختگي تصاوير توسط ميشل ريناود، گرافيست حركتي فرانسوي با عكسهاي سياه و سفيدي كه توسط مايكل جانگ، عكاس آمريكايي گرفته شده، به وجود آمده است.
اين فايل گيف (gif) با فشردهسازي چندين تصوير در يك انيميشن شكل گرفته كه بخشي از يك ويدئوي يك و 24 دقيقهاي را شكل ميدهد.
گيف يك فرمت تصوير بيتمپ است كه براي اولين بار در سال 1987 معرفي شد. از اين فرمت بيشتر براي انيميشنهاي كوچك يا كليپهاي وضوح پايين از تلويزيون يا فيلم استفاده ميشود.
اين مجموعه با يك سري چهره تار از پرترههاي «هواي تابستان» جانگ كه از شركتكنندگان يك رقابت براي ارائه گزارش هواشناسي در يك تلويزيون محلي در سال 1983 گرفته شده، آغاز ميشود.
در اين تصاوير با چهرههاي پير و جوان، خندان و جدي روبرو ميشويم كه به طور چشمگيري وسعت داده شده و منقبض ميشوند. چهرههاي زنانه به چهره مرداني با سبيل چخماقي و نوجوانان كك ومكي با پوزخندي بر چهره تبديل ميشوند.
ريناود در گفتوگو با ميلآنلاين اظهار كرد: من گيف را به عنوان يك رشته خاص خود دوست دارم. آنها يك گروه كوچك تصاوير منتخب را براي چندين بار در هم پيچانده و بر جزئيات مانند يك فيلم كوتاه هيپنوتيزمي به شدت تاكيد دارند. من با نسخه گيف آميختگي، توانستم يك شکلگيري (مورفينگ) را درون يك شکلگيري ديگر قرار داده و سپس آميختگي ويدئويي را به آن اضافه كردم.
ريناود از طريق شركت خود با نام «دونون» به آفرينش و ساخت آنچه خود پروژهاي بديع، تعاملي و جالب مينامد، ميپردازد.
یک مخترع جوان چینی طرح مفهومی یک خودرو آینده را ارائه کرده است که میتواند بر روی جاده، یخ، شن و حتی بر روی آب حرکت کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، یک طراح 21 ساله چینی به نام «یوهان ژانگ» فارغ التحصیل رشته طراحی صنعتی از دانشگاه شیهوا خودرویی را طراحی کرده که قادر است بر روی هر سطحی حرکت کند.
این خودرو شگفت انگیز که «فولکس واگن آکوا» نام دارد و در حال حاضر تنها طرح مفهومی آن ارائه شده، یک خودرو اسپورت با چهار فن پر قدرت است.
این خودرو میتواند با حداکثر سرعت 62 متر بر ساعت در روی جاده، یخ، شن و حتی بر روی آب حرکت کند.
پنجرههای عریض بالای صندلیهای جلویی «آکوا» اجازه میدهند که سرنشینان از چشم انداز پانورامیک مناظر اطراف لذت ببرند.
براساس گزارش دیلی میل، این خودرو از فناوریهایی که درحال حاضر در دسترس قرار دارند بهره میگیرد و از یک پیل سوختی هیدروژنی برای تامین انرژی دو موتور خود استفاده میکند.
این طراح جوان در این خصوص توضیح داد: «هیچ چیز بهتر از سفر با خودرویی که بتواند بر روی هر سطحی حرکت کند نیست. امیدوارم که روزی آکوا به یک ابَر خودرو واقعی تبدیل شود و در اختیار همه قرار بگیرد.»
این خودرو مفهومی کاملا زیستی برنده «جایزه خودرو CDN چین» شده است. موضوع این رقابت که اسپانسر آن را شرکت آلمانی فولکس واگن به عهده داشته است «خودرو فرا جادهای چینی» بود
مرگهای عجیب !!
آيزادورا دانکن رقاص آمريکايي ( 1878، 1927) هنگامي که در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخ
عقب اتومبيل گير کرد و گردنش شکست و خفه شد.
الکساندرپادشاه يونان(۱۸93 192۱) يک ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
تامس آت وي نمايشنامه نويس انگليسي (1652، 1685) مرد فقيري بود. به دنبال روزها گرسنگي
سرانجام يک مقدار گوشت خريد و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گيرش شد و خفه اش کرد
جان وينسون ماجرا جوي بريتانيا( 1557، 1629) وي در 72 سالگي از اسب به زمين افتاد و ميخي
وارونه بر زمين افتاده بود، در سرش فرو رفت.
جيمز داگلاس ارل مورتون (1525،1581) بوسيله دستگاهي شبيه گيوتين که خودش آن را به
اسکاتلنديها معرفي کرده بود، سر بريده شد.
رودولفوني يروژنرال مکزيکي ( 1880، 1917) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگيني طلاهايي که
به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.
زئوکسيس نقاش يونان ( قرن پنجم ق.م) به تصويري که از يک ساحره پير کشيده بود آنقدر خنديد که
يکي از رگ هايش پاره شد و مرد!
فرانسيس بيکن (1561،1626) براثر گرفتاري در يک سرماي ناگهاني درگذشت.
کلاديوس اول امپراتور روم( 54 ب م. 10 ق.م) با يک پر آغشته به سم خفه شد.
لنگي کاليرکلکسيونر آمريکايي ( 1886،1947) در خانه خود و در تله اي مهلک درگذشت. تله را براي
دستگيري دزدان کار گذاشته بود.
هنري اول پادشاه انگليسي(1068،1135) در اثر افراط در خوردن مارماهي دچار ناراحتي روده شد و مرد.
يوسف اشماعيلو کشتي گير ترک بر اثر سنگيني طلاهايي که به کمرش بسته بود در دريا غرق شد.
چون نتوانست به راحتي شنا کند.
ارگردان مجموعه ي ستايش آخر داستان را لو داد :
اين سرتيتر بيشتر روزنامه هاي كشور بود او گفت كه پدر ستايش هم ميميرد (آخه چقدر مرگ و مير تو فيلم اتفاق مي افته ؟ اول مادر ستايش بعد شوهرش بعدم كه اون زنه كه خيلي هم پر رو بود فلج شد واقعا مسخره است ها ) و ستايش چاره اي جز ازدواج با رئيس كارخونه ندارد بعدش وسط هاي فيلم يارو با مادرش چهره ي واقعي شونو كم كم نشون ميدن يواش يواش چادر مقنعه و لباس هاي يك زن مسلما را با يك كافر منافق عوض ميكند و ستايش تبديل به يك شيطان پرست ميشه و همگي تو پارتي فردا شب البته با مادر شوهرش شركت ميكنند و از بس ترياك و مواد ميكشن اونا هم ميميرند بچه هاي ستايش را هم پدر شوهر سابقش ميگيره و در يك سانحه ي دردناك پدر شوهر سابقش بهمراه خانواده گور به گور ميشن تا كلكسون مرگ در اين مجموعه كامل شود اين بود آخر داستان البته اگه تو تلويزيون داستان فرق ميكرد بدونيد كارگردان عوض شده و آخر ماجرا هم فرق كرده
خدا رو شکر که این فیلم مسخره تموم شد
موارد ی نشان می دهد كه تولیدكنندگان از چربی صفاقی( چربی موجود در دستگاه گوارش و
لابه لای روده ها ) غضروف شفاف مربوط به دستگاه تنفسی و ریه ، عروق ، رگ و اعصاب و بافت پیوندی ( پوست رگ و پی و چربی ضایعات گوشتی) یعنی بافت هایی خاص كه عضله نیستند و تولیدكنندگان طبق استاندارد ملی مجاز به استفاده از این بخش از لاشه دام درتولید فرآورده های گوشتی نیستند استفاده شده است.
اسامی كه تولید با استفاده از بافت های غیر مجاز داشته اند:
1- كالباس خشك تیكه ای 60 درصد شام شام
2- كالباس خشك 60 درصد آندره
3- كالباس خشك 60 درصد مروارید سفید گلبرگ
4- كالباس خشك دانماركی 62 درصد سولیكو( كاله تهران)
5- كالباس خشك 60 درصد آركا
6- كالباس خشك مارتادلا 50 درصد آرشاك ( كیلا)
7- كالباس خشك 60 درصد صنوبر
8- كالباس لیوز 55 درصد دارا ( راجی)
9- سوسیس آلمانی 40 درصد شوكا طعام
10-كوكتل گوشت سولیكو 55 درصد كاله تهران
11-سوسیس كوكتل 55 درصد شام شام
12-سوسیس آلمانی 40 درصد گوشتیران
13-كوكتل 55 درصد مروارید سفید گلبرگ
14-كوكتل 60 درصد آرشاك ( كیلا)
15-سوسیس آلمانی 40 درصد ماسیس
16-سوسیس آلمانی 40 درصد آدلی
17-سوسیس آلمانی 40 درصد صنوبر
18-همبرگر معمولی 60 درصد كابی آمل
اینطوری تعریف میکنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمی شد.
وسط جنگل، داره شب می شه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یه کمی با موتور ور رفتم دیدم... میبینم، نه از موتور ماشین سر در می آرم! راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بیصدا بغل دستم وایساد. من هم بیمعطلی پریدم توش. این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیچ کس پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!
خیلی ترسیدم. داشتم به خودم میاومدم که ماشین یهو همون طور بیصدا راه افتاد. هنوز خودم رو جمع و جور نکرده بودم که توی نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه! تمام تنم یخ کرده بود. نمیتونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت میرفت طرف دره. تو لحظههای آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلوی چشمم.
تو لحظههای آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده. نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه میرفت، یه دست میاومد و فرمون رو میپیچوند.
از دور یه نوری دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند میدویدم که نفس کم آورده بودم. دویدم به سمت آبادی که نور ازش میاومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم روی زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم. وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس
اومدن تو. یکیشون داد زد: محمد نگاه کن! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشین رو هل میدادیم سوار ماشین ما شده بود!
جذابیت شخصیتی و نفوذ در دیگران همه می دانیم که جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد . جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب می شود . در این پست در مورد راه های کسب جذابیت شخصیتی می نویسم : مرتب و تمیز باشیم ، هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود . البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود . تمیزی و اطوی لباس ، مو های مرتب ، دهان خوشبو باعث جذب است . اما آراستگی ظاهری فقط پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرف های زیبا ، جملات مثبت ، اعمال درست نیز باعث جذب است .
۱ - وضع ظاهری آراسته و مرتبی داشته باشیم
ادامه مطلب...
بیوگرافی ترلان پروانه
ترلان پروانه بازیگر و هنرمند خردسال در تیر ماه 1378 در خانواده فرهنگی و هنرمند در شهر شیراز بدنیا آمد، در سه سالگی از طرف چند شرکت تبلیغاتی برای ساخت تیزر دعوت به کار شد و همزمان در برنامه های آموزشی شبکه جام جم و شبکه یک سیما به ایفای نقش پرداخت و در فیلم سینمایی رویای آخر به کارگردانی آقای مهرداد خوشبخت و سریال بچه های خیابان به کارگردانی آقـای همایون اسعدیان و تئاتر آفتاب و درخت نقشی کوتاه اجرا نمود .پس از نشان دادن استعداد خود کارش را به طور جدی در سینما، تلوزیون و تئاتر ادامه داد.ا
عمده آثار این بازیگر خردسال :
فیلمهای سینمایی
- چپ دست ( آرش معیریان - 1384 )
- مادر صدامو می شنوی ( کامبیز کاشفی - 1384 )
- زن بدلی ( مهرداد میرفلاح - 1384 )
- بالا بلند ( جلال فاطمی - 1384 )
- دغدغه ( فرزاد فرزام - 1384 )
- عاشق ( افشین شرکت - 1385 )
- پاپیتال ( اردشیر شلیله - 1385 )
- نصف مال من ، نصف مال تو ( وحید نیکخواه آزاد - 1385 )
مجموعه های تلویزیونی
- شبی از شبها ( رضا کریمی - 1383 )
- 101 راه برای ذله کردن پدرها و مادرها ( حجت قاسم زاده - 1383 )
- خوش غیرت ( علی شاه حاتمی - 1383 )
- جایزه بزرگ ( مهران مدیری - 1383 )
- مسافری از گرونگول ( مرتضی متولی - 1384 - برنامه کودک و نوجوان )
- داوری ( نیکا عزیزپور - 1384 )
- زیر تیغ ( محمدرضا هنرمند - 1385 )
- بی مقدمه ( رضا کیایی - 1385 )
دیگر آثار
- فیلم ویدئویی باغ آلوچه ( بهروز شعیبی - 1383 )
- تئاتر ادیب ( 1385 - فرانسوی )
بدشانس ترین افراد دنیا
آدمهايي كه در اينجا قصد داريم شما را با آنها آشنا كنيم، بدشانسترين آدمهاي تاريخ هستند. چرا كه براي آنها حوادثي پيش آمده كه معمولاً در زندگي ما رخ نميدهد و يا احتمال وقوع آنها بسيار بسيار كم است.
توتوما ياماگاتچي (Tsutomo yamaguchi): اين مرد ژاپني كه اكنون 93 سال سن دارد، يكي از بدشانسترين آدمهاي تاريخ به شمار ميرود. در زمان جنگ جهاني دوم، اولين بمبهاي اتمي تاريخ بر روي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي انداخته شدند و ياماگاتچي در زمان هر دو بمباران اتمي، در اين دو شهر حضور داشت. در 6 آگوست 1945، ياماگاتچي براي انجام يك ماموريت كاري عازم هيروشيما شد. هنگامي كه قصد داشت از قطار پياده شود، ناگهان اولين بمب اتمي تاريخ در اين شهر و در 2 كيلومتري او انداخته شد و فاجعهي وحشتناكي را به بار آورد. ياماگاتچي در اثر اين انفجار پردهي گوشش پاره و دچار نابينايي موقت شد. او پس از گذراندن يك شب در پناهگاه حمله هوايي، تصميم گرفت كه از ماموريت خود صرفنظر كند و به شهر خود بازگردد.
سه روز پس از اين حادثه، ياماگاتچي در دفتر رئيس خود، مشغول صحبت با او بود كه ناگهان دومين بمب اتمي تاريخ بر روي اين شهر، ناكازاكي، و اين بار هم در فاصله 2 كيلومتري از او انداخته شد و اين شهر را نيز ويران كرد.
ياماگاتچي از اين دو انفجار جان سالم به در برد و از آن پس به يكي از مخالفان سرسخت بمبهاي اتمي تبديل شد. او كتابهاي بسياري را در مورد تجربيات خود نوشته است تا افكار عمومي را نسبت به خطرات بمبهاي اتمي آگاه كند.
روي ساليوان (Roy Sullivan) يكي ديگر از بدشانسترين آدمهاي جهان است. او هفت بار دچار صاعقهزدگي شده است. احتمال وقوع صاعقهزدگي 1 در 3000 است بنابراين احتمال اينكه فردي هفت بار دچار آن شود 1 در 000/000/000/ 000/000/000/ 000/22 است. روي از اين صاعقه زدگيها جان سالم به در برد اما در سن 71 سالگي با شليك يك گلوله به زندگي خود پايان داد.
آن هود جز (Ann Hodges): اين زن آمريكايي نيز يكي از بدشانسترين آدمهاي تاريخ به حساب ميآيد. در 30 نوامبر، تكهاي از يك شهاب سنگ سقف خانه او را سوراخ كرد و دقيقاً با آن كه بر روي مبل دراز كشيده بود برخورد كرد. اين حادثه براي همه اتفاق نميافتد و آن اولين انسان تاريخ بود كه آن را تجربه كرد.
وايلت جسوپ (Vielet Jessop) يكي ديگر از آدمهاي بدشانس اين روزگار است. حادثهاي را كه قطعاً هيچ يك از ما تجربه نكردهايم او سه بار تجربه كرده است.
داستان وايلت از آنجا شروع ميشود كه او به عنوان مهماندار در سال 1991 در كشتي «المپيك» مشغول به كار ميشود. در 20 سپتامبر همين سال اين كشتي طي يكي از سفرهاي خود با ناوگان ارتش بريتانيا برخورد ميكند و غرق ميشود. همه مسافران و خدمهي اين كشتي كه وايلت نيز در ميان آنان بوده، نجات مييابند. پس از اين حادثه وايلت تصميم ميگيرد شانس خود را در كشتي بزرگتري كه سازندگان آن معتقد بودند هيچ چيز نميتواند آن را غرق كند، امتحان كند.
وايلت در كشتي تايتانيك به عنوان مهماندار مشغول به كار شود و همانطور كه همگي داستان تايتانيك را ميدانيد، اين كشتي در اولين سفر خود با يك كوه يخ برخورد كرد و غرق شد. در حالي كه تايتانيك غول پيكر در حال فرو رفتن در آبهاي اقيانوس اطلس شمالي بود، وايلت توانست خود را به يكي از قايقهاي نجات برساند و خود را نجات دهد. اما ماجرا همين جا ختم نميشود.
چند سال بعد او به عنوان پرستار در كشتي «بريتانيكا» مشغول به كار شد. اين كشتي نيز طي يكي از سفرهاي خود با يك مين دريايي برخورد ميكند و غرق ميشود. اين بار از قايقهاي نجات خبري نبود و وايلت براي نجات جان خود مجبور شد كه به درون آب بپرد. هنگام پرش، سر با قسمتي از كشتي برخورد ميكند و از هوش ميرود. وقتي به هوش مييابد متوجه ميشود كه صحيح و سالم به خشكي رسيده است.
وايلت در سال 1971 در اثر ايست قلبي درگذشت و پيكر او را به دريا سپردند.
آخرين آدمهاي بدشانس ما، جيسن و جني لارنس (Jason and Jenny Lawrence) هستند. اين زوج انگليسي در طول زندگي مشترك خود شاهد سه تا از بزرگترين حملات تروريستي جهان بودهاند. حادثهي 11 سپتامبر را حتما به ياد داريد. اين زوج روز 11 سپتامبر در حال گذراندن تعطيلات در نيویورك بودند كه بدترين حمله تروريستي تاريخ آمريكا را با چشمان خود مشاهده كردند.
چهار سال بعد، در 7 ژوئن 2005 اين زوج در لندن، شاهد بدترين حمله تروريستي تاريخ انگليس بودند در پي انفجار چندين بمب در مترو لندن 52 نفر جان باختند.
صبر كنيد داستان اين زوج هنوز تمام نشده است. سه سال پس از اين حادثه، اين بار اين زن و شهر به شر بمبئي در هند سفر كردند. در آنجا نيز اين زوج بدشانس شاهد بدترين حمله تروريستي تاريخ هند بودند: در پي انفجارها و تيراندازيهاي فراوان صدها نفر كشته شدند.
اگرچه در ابتدا عنوان كرديم كه اين افراد بدشانسترين آدمهاي تاريخ به حساب ميآيند اما از طرفي خوششانسترين افراد نيز هستند چرا كه از همگي از همهي اين حوادث جان سالم به در بروند.
یارو چراغ قوه میسازه که با نوره خورشید کار میکنه!
فری داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز! ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!
تهرانیه داشت واسه ابادانیه خالی می بست می گه من یه سگ دارم وقتی میاد خونه در می زنه …. ابادانیه می گه : ولک مگه سگت کلید نداره ؟؟؟؟
به یارو میگن بن بست روتعریف کن.میگه:میری … میری… دیگه نمیری!
اصفهانیه میره دکتر. دکتره بعداز معاینه کامل میگه: آقا تقریباً همه اورگانهای شما خرابند! من تعجب می کنم شما چه جوری تا حالا زنده موندین!؟ اصفهانیه: خب، آخه تا حالا نیومده بودم دکتر!!!!
از آدم خسيسي پرسيدند: بزرگ ترين آرزويت چيست؟ خسيس جواب داد: کچل شوم تا ديگر هرگز پول سلماني ندهم
نه جونم! از بی کاری گفتم یه SMS بدم!
آروم زُل بزن به گوشیت...
خوب... فقط می خواستم بگم دیوونه ى همین نگاهتم!
از شنبه درون خود تلنبار شدیم / تاآخر پنجشنبه تکرار شدیم
خیر سرمان منتظر دیداریم / جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم!
از وزارت کشاورزی مزاحمتون می شم...
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید!
فقط کسی معنی دلتنگی را می فهمد، که طعم وابستگی را چشیده باشد.
اگه کسی بهت گفت خوشگلی، اول یه لبخند ملایم بزن...
بعد با مشت بزن تو چونش تا دیگه مسخرت نکنه!
این اس ام اس رو فرستادم تا کارمندای مخابرات گشنه نمونن.
اگه يه پروانه نشست رو شونت، حتما بكشش... اون بي سليقه همون بهتر كه بميره!
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من؟
دریاها نماد فروتنی هستند. در نهاد خود کوه های بلندتر از خشکی دارند، ولی هرگز آن را به رخ نمی کشند.
اگه عشقت کورم کنه مهم نیست، حس بودنت قشنگتر از دیدن دنیاست.
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
حدیث عشق من و تو،حدیث ابر بهاریست،تو از قبیله لبخند،من از قبیله اندوه.فضای فاصله صد آه،فضای فاصله صد کوه،تو از سپیده و نوری،من از شقایق گلگون.
بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.تقدیم به بهترین.
اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام
دوم از روی محبت به تو دارم پیام
بی تو ای دوست گذر از جهان زندان من است
تا تو هستی در برم زندان گلستان من است
امروز رفتم دکتر، گفت رگهای قلبت بسته شده...
شرمنده، دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست!
