|
به جای اینکه روزتان را با عجله شروع کنید، ساعتتان را کمی زودتر تنظیم کنید و از آن زمان اضافی برای انجام یک کار مفید و به دنبال آن یک کار لذت بخش استفاده کنید. |
ادامه مطلب...
میگفت بعد از ازدواج میبرمت شمال ٬ بهم میگفت یه خونه بزرگ
تو الهیه میخره ٬ میگفت ماه عسل میریم ایتالیا … اما نگفت " اگه تو قرعه کشی بانک برنده بشه " !! این لطیفه به عنوان بهترین لطیفه ی جهان از نظر کاربران انگلیسی معرفی شد. =============== زنی ، بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت : بچه ی شما زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام. به زن خیلی برمی خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید : ” شنیدید ، راننده چه توهینی به من کرد؟ ” مسافر می گوید : ” این میمون رو بده به من ، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن. “
امیل بادال یک هنرمند با استعداد ایرانی است که چون از لامبورگینی رونتون خوشش آمده بود، تصمیم گرفت برای خودش یک نمونه ی زیبا طراحی کند.

ادامه مطلب...
|
بر اين باورم که اين قطعه بهشتی و اين ديار می تواند و بايد در زمان تثبيت نظام اسلامی به نماد تمدن سازی انقلاب اسلامی تبديل شود و اين حق مشهد است که متاسفانه به آن پرداخته نشده است. |
ادامه مطلب...
ماجـــرای دوغ مجــانی...!!!
با بَکس همیشگی(مامی.مِلی.خاله جون.سپیده جون) رفته بودیم فرحزاد شام
بخوریم.
صدا زدیم قربان مِنو رو نمیاری ...؟! گفت : آااااااا...یادم رفت اومدم ، اومدم .....!
مِنو رو اورد و ما غذا سفارش دادیم ..
15 دقیقه ...20 دقیقه ...25 دقیقه ...30 دقیقه شد مامی گفت جناب ببخشید غذای ما آماده نشد ...؟!
گفت وااااااای اصلا یادم رفت شما رو بگم ....الان میگم ...!!!!
آقا یه 20 دقیقه دیگه هم موندیم غذا رو آورد ....
غذا رو که خوردیم گفتیم آقا چایی قلیون میاری..
گفت چشم میــــارم....آقا 5 دقیقه ، 10 دقیقه دیدم قلیونم نیاورد ....
مامانِ گفت عزیز من این قلیون ما چی شد...؟!
گفت آااااااا به خدا امشب شرمنده شما شدیم ، الان میارم ..5 دقیقه بعد قلیون رو آورد
تازه پرتقال سفارش داده بودیم ... 2 سیب زده بود برامون ...!!!!!
قلیونرو کشیدیم اومدیم بریم ..مامیم و خالم رفتن حساب کنن ....عصبیم بودیم شدید
فاکتور رو داد دیدیم شده 72000 .......مامیم کارت عابر بانک رو داد به یارو ...یارو زده
به دستگاه دیدیم 70000 تومن کم کرده ...!!!!
مامی گفت آقا 72000 بودا .....برگشت گفت واسه تاخیرات ایجاد شده دوغ رو واستون
مجانی حساب کردم ....!!!!!
من : اقا خیلی محبت کردین
نبوداااا ..!!!!
خواهرم(مِلی):
من » آرررررررره...راست میگیا
دوغ نخوردیم اصلا.....!
رستورانیه : جــــدی دوغ نخوردین ...پس همون 72000 تومان ....!!!
هَمَمون:
ولی خیلی خوش گذشت کلی خندیدیم تا خونه
تا چند روز سوژه شده بود این دوغ مجانی
به ما نیومده بود یه چیز مجانی بخوریم والااااااا
هی بخند و غصه را شرمنده کن*لحظه را از خنده ها آکنده کن خنده بهتر از طلاست*خنده بر هر درد بی
درمان دواست
سبك زندگي|هشت اشتباه بزرگ تبلیغاتی
اگر مشتریان با نام تجاری شما و محصولاتتان آشنا نیستند، در ابتدای آگهی بسراغ فروش نروید ، بلکه ابتدا اطلاعات کافی در اختیار خواننده قرار دهید.
ادامه مطلب...
عشق"درلحظه پديد مي آيد ،"دوست داشتن" درامتدادزمان . اين ، اساسي ترين تفاوت ميان عشق ودوست داشتن است .
عـشق ، معيارها را درهم مي ريزد ؛ دوست داشتن بر پايه معيارها بنا مي شود .
عشق ، .ناگهان وناخواسته شعله مي كشـد ؛ دوسـت داشتن ، از شناختن و خواستن سرچشمه مي گيرد
عشـق ، قانون نمي شناسد ؛ دوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است .
عشق ، فوران مي كند - چون آتشفشان ، و شره مي كند – چون آبشاري عظيم ، دوست داشتن ، جاري مي شود – چون رودخانه اي بربستري باشيب نرم .
عشـق ، ويران كردن خويشتن است ؛ دوست داشتن ، ساختني عظيم .
عشق ، دق الباب نمي كند ، مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست ، حسابگر نيست ، سربه زير نيست ، مطيع نيست ...
عشـق ، ديـوار را باور نمي كند ، كوه را باورنمي كند ، گـرداب را باورنمي كند ، زخم دهان باز كرده را باور نمي كند ، مرگ را باورنمي كند ...
عشق ، دروهله پيدايي ، دوست داشتن را نفي مي كند ، ناديده مي گيرد ، پس مي زند ، لـه مي كند و مـي گذرد . دوست داشتن نيز ، ناگـزير ، درامـتداد زمـان ، عـشق را دود مي كـند ، به آسـمان مي فرستد ، و چون خاطره اي حرام ، فرشته اي نگهبان برآن مي گمارد .
عشق ، سحر است؛ دوسـت داشتن ، باطل السحر . عشق ودوست داشتن ، از پي هم مي آيند ؛ اماهرگز در يك خانه منزل نمـي كنند .
عشق ، انقلاب است ؛ دوست داشتن ، اصلاح . ميان عشق و دوست داشتن ، هيچ نقـطه مشـتركي نيست . از دوست داشتن به عشـق مي توان رسيد ، و از عشق ، به دوست داشتن ؛ اما به هرحال ، اين حركت ، از خود به خود نيست ؛ از نوعي به نوعي است ، ازخميـره اي به خميره اي ... و فاصله ايست ابدي ميان عشق و دوست داشتن ، كه براي پيمودن اين فاصله ، يا بايد پريد ، يابايد فروچكيد ...
" مادر روزت مبارک"مادرم منو 9 ماه حمل کرد و تو این مدت که منو حمل میکرد احساس بیماری همراه با تهوعی که بهش دست میداد . بعد یهو میدید که پاهاش متورم شده و پوستشم کش امده ، چه گریه ها که نمیکرد ، وقتی میخواست از پله ای بالا بره به سختی میرفت و وقتی هم که میرفت نفسش تنگ میشد ، شب های زیادی بود که از بی...
ادامه مطلب...

