مشرق نیوز: هواپیمای بدون سرنشین RQ-170 آخرین محصول دفتر طراحی پیشرفته Skunk works از شرکت لاکهید مارتین است. یکی از اسین هواپیماهای بدون سرنشین روز یکشنبه در اطراف کاشمر توسط یگان های پدافند هوایی ایران مورد اصابت قرار گرفته است.
پهباد “RQ-170 ” پرنده بدون سرنشینی است که مدتها در کشور افغانستان در حمایت از عملیات نیروهای ناتو در سکوت عمل می کرد. این هواپیما برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ میلادی به صورت عملیاتی وارد خدمت نیروهای مسلح آمریکا شد و به شکل مخفیانه به عملیات در افغانستان پرداخت.
در سال ۲۰۰۷ میلادی اولین تصاویر این هواپیما در پایگاه هوایی قندهار منتشر شد . بنا بر اطلاعات منتشر شده و با توجه به عدم دسترسی نیروهای طالبان به سیستم های راداری، هدف از مستقر کردن این پرنده پیشرفته در کشور افغانستان انجام عملیات های شناسایی و جاسوسی بر فراز حریم هوایی دو کشور ایران و پاکستان است.
گزارشاتی هم از حضور این هواپیما در کشور کره جنوبی به منظور رصد فعالیتهای موشکی کره شمالی وجود دارد.
بنا بر اظهارنظر مقامات آمریکایی در جریان حمله نیروهای آمریکایی به پاکستان به منظور از بین بردن اسامه بن لادن رهبر شبکه تروریستی القاعده ، این هواپیمای بدون سرنشین تصاویر زنده ای از فراز محل اقامت بن لادن به کاخ سفید ارسال کرده و همزمان مشغول شنود مکالمات ارتش پاکستان بوده است.
با توجه به پنهانکاری مسئولین آمریکایی در مورد این پرنده اطلاعات دقیقی در مورد توانایی های این پرنده،مشخصات پروازی و محموله قابل حمل توسط این پرنده بدون سرنشین منتشر نشده است.
در یک نگاه کلی RQ-170 یک بال پرنده شبیه به طرح بمب افکن پنهان کار B-2 نیروی هوایی آمریکا است که به منظور انجام عملیات های شناسایی بر فراز حریم هوایی متخاصم طراحی شده است.
سلامت کلیه ها خیلی مهم است

هر آدم سالمی دو کلیه به شکل لوبیا، به رنگ قرمز مایل به قهوهای و به اندازه مشت بسته ی خودش دارد.
کلیهها در طرفین ستون مهرهها و زیر دندههای تحتانی واقع شدهاند و اغلب اعضای بدن برای عملکرد مطلوب به کلیهها وابستهاند. هر کلیه اگرچه در مشت آدم جا میگیرد و نسبتا کوچک است، اما بالغ بر یک میلیون واحد تصفیهکننده در خودش دارد که قادرند روزانه 1700 لیتر مایع را تصفیه کنند و بیش از 50 عنصر شیمیایی را که در این مایع محلولاند، استخراج کنند.
10 فرمان کلیوی
1- فشارخونتان را به طور منظم اندازهگیری کنید و در محدوده طبیعی متناسب با سنتان نگه دارید.
2- اگر دیابت دارید، حتما باید تحت نظر پزشک باشید و بیماریتان را کنترل کنید.
3- حتما رژیم غذایی مناسبی داشته باشید و روزی 5 واحد از میوهها و سبزیهای تازه استفاده کنید.
4- مراقب کلسترول خونتان باشید.
5- سیگار نکشید.
6- در صورت مشاهده علایمی مانند سوزش ادرار، کدورت و قرمز شدن رنگ ادرار ، تب و لرز شدید، کمردرد یا درد دو طرف پشت در ناحیه پایین دندهها، حتما نزد پزشک بروید.
7- هر روز، مدتی را به ورزش اختصاص بدهید.
8- اگر سنتان بالاست، حتما سالی یک بار برای معاینه کلیههایتان نزد پزشک بروید.
9- همه آزمایشهای مربوط به کلیه را که پزشک تان ضروری میداند، انجام دهید.
10- چنانچه دچار عفونتهای کلیوی یا مثانه شدید، فورا به پزشک مراجعه کنید.

10 فرمان ضد سنگ کلیه
1- روزی 2 تا 3 لیتر آب بنوشید، یعنی 6 تا 8 لیوان.
2- لیمو ترش تازه بخورید. این کار، خطر ابتلا به سنگ کلیه را کاهش میدهد.
3- اگر سنگ کلیهتان ناشی از اسیداوریک بالاست، کمتر گوشت قرمز بخورید.
4- مصرف سبزیها و میوهها را بیشتر کنید.
5- اسفناج، ریواس، چغندر، کاکائو، چای پُررنگ، سبوس، آجیل، بادام و توتفرنگی حاوی اگزالات فراوان هستند و مصرف آنها احتمال ابتلا به سنگ کلیه را افزایش میدهد.
6- از قرار گرفتن در شرایطی که با تعریق بیش از حد همراه است، خودداری کنید.
7- بیشتر ورزش کنید و کلا تحرکتان را افزایش دهید.
8- بر خلاف تصور رایج، بد نیست میزان مصرف لبنیاتتان را بیشتر کنید.
9- مصرف غذاهای تند را کاهش دهید و از مصرف غذاهای حاوی ادویه و چاشنیهای فراوان خودداری کنید.
10- از افراط در نوشیدن قهوه خودداری کنید. کافئین موجود در قهوه، دفع کلسیم از ادرار را افزایش میدهد.
انسان ، از بهشت که بیرون آمد، دارای اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود. فرشته ها گفتند: تو بی بهشت میمیری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد. و انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین میخواهد، پس زمین از بهشت بهتراست. خدا گفت: برو و بدان جاده های که تو را دوباره به بهشت میرساند و از زمین مى گذرد؛ زمینی آکنده از شروخیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگرخیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه… و فرشته ها همه گریستند. اماانسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بردرگاه بهشت وامانده بود. می ترسید ومردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات رابه غبطه واداشت. انسان دستهایش را گشود و خدا به او «اختیار» داد. خدا گفت: حالاانتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت پاداش به گزیدن توست. عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تاتوبهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. وایـن آغـاز انـسـان بـــود.
حميد عسگري متولد 20 مهرماه 1357 است در شيراز به دنيا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش ميلاد ترابي (( که اهنگساز است )) در تهران زندگي مي کند
دو خواهر به نام پريسا (دانشجو) و مريم (پشت کنکوري) و بک برادر به نام سعيد که در لوس آنجلس زندگي مي کند
تحصيلاتش ربطي به موسيقي ندارد او کارشناس مديريت صنعتي است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پيدا نکرده است و معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسيدن انسان ها مي شود
از دوران نوجواني به موسيقي علاقه ي خاصي نشان مي داد بعدها با کمک دوستانش گروه کوچک موسيقي به صورت نيمه حرفه اي تشکيل مي دهند و کم کم کار به تولد گروه جوان مهرگان مي انجامد که بار ها موفق به اجراي کنسرت براي سازمانها و نهادهاي مختلف شد بود گرديد اما از انجا که حميد عسکري روحيه اي خاص داشت از گروه جدا شد و به تنهايي به آهنگ سازي پرداخت و با استعداد و حس زيبايي که در کارهايش از خود نشان داد جاي خود را ميان خوانندگان و آهنگ سازان پيدا کرد و توانست با شرکت پويا موزيک قرارداد همکاري ببندد که نتيجه ي زحماتش آلبوم موفق کما بود.البته بايد اضافه کرد که او آهنگهاي بسيار زيبايي براي خوانندهاي مورد توجه و پر طرفدار نيز ساخته است که جزو پروندي درخشان کاري حميد عسکري ميباشد
اوايل که البوم او به بازار امد خيلي ها به اسم شادمهر عقيلي فروختند در صورتي که او کسي نبود جز حميد عسگري . رنگ و جنس صداي حميد و شادمهر تا حدي به هم شباهت دارد و اين شباهت به نفع او تمام شد . او مي گويد : هيچ کس در توانايي هاي شادمهر شکي ندارد البته شباهت صداي من و شادمهر چيز طبيعي در عالم موسيقي است چرا که صداها در عين تفاوت ها شباهت هاي زيادي به هم دارند
صداي سياوش شمس را هرگز فراموش نمي کند و صداي محمد عليزاده رو خيلي دوست داره . غذاي مورد علاقه حميد عسگري قيمه هاي مادرش است . او اصلا اهل اشپزي کردن نيست . وقتي غمگين است مي خواند . صميمي ترين دوست حميد عسگري ميلاد ترابي است .
با ترانه هايي که خودش گفته ارتباط بيشتري برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرايط روحي خودش گفته است . از ميان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزي که رفتي و خيلي دوست دارد . در صدايش غم خاصي وجود دارد
امیدوارم این بیوگرافی کاملتر وبهتر از دفعه پیش باشه و بپسندید راستی آهنگهای جدید از حمید عسکری اونایی که دوست دارن گوش بدن روی لینک آهنگها کلیک کنند
صفحه ای که مدیا را باز می کند روی آهنگ داخل مدیا دابل کلیک کنید جدیدترین آهنگهای حمید عسگری تقدیم به دوستای گلم ممکنه سرور سایتی که لینکشو گذاشتم یه وقتایی بازی در بیاره اما در کل همیشه سایت خوبی آهنگارو حتما گوش بدید مطمئنم خوشتون می یاد
سلام دوستان
حتماً طی هفته ی گذشته برای دسترسی به ایمیل هاتون با مشکل مواجه شدید. دیروز خبری رو در سایت تابناک در این رابطه خوندم که در ادامه مطلب گذاشتم که اگر دوست داشته باشید مطالعه کنید.
ادامه مطلب...
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود
یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود
كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند. از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید .
نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟ نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است...
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم....
![]()
![]()
![]()
